دعاوی کیفری
به طور کلی و در یک اصطلاح عامیانه و رایج، هرگونه اختلاف و منازعه ای که مابین دو یا چند نفر با یکدیگر مطرح می شود را دعوا می نامند. اما این موضوع در علم حقوق متفاوت از عرف و معنای جامعه می باشد به طوری که از دعوا تقسیم بندی های متفاوتی ارائه نموده اند.
منظور از دعاوی کیفری چیست؟
سرچشمه و مبنای دعاوی کیفری از جرائم و مجازات ها به وجود آمده است که به طور کلی دعوای یا شکوائیه ی کیفری، اقدامی است که به موجب آن شخص یا اشخاصی که به واسطه ی رفتار دیگری، جان، مال، آبرو وی مورد تعرض قرار گرفته است، به جهت احقاق حق و جلوگیری از اقدامات متعرض به محاکم قضایی متوسل شود را دعوا یا شکوائیه کیفری می گویند.
چه مواردی مشمول انواع دعاوی کیفری می شوند؟
مساله ای که موجب تفاوت بین انواع دعوای حقوقی، خانواده و کیفری از یکدیگر می باشد؛ تفاوت در منشا و منبع ایجاد حق و موضوع مورد حکم این قبیل دعاوی از یکدیگر می باشد.در انواع دعاوی کیفری منشا ایجاد حق از جرم و جنایت سرچشمه می گیرد. در حالی که دعاوی حقوقی و خانواده از ارتباط و مراوده افراد با یکدیگر در امور قراردادها، اسناد، رابطه ی زوجیت و… به وجود خواهد آمد.
همچنین موضوع مورد حکم انواع دعاوی کیفری اصولا محدود به جبران خسارت مالی، حبس، شلاق، تبعید، جزای نقدی و… بسته به نظر قاضی و البته مجازات قانونی جرم ارتکابی می باشد.برای مثال در جرم کلاهبرداری، علاوه بر تعیین حبس بین یک تا هفت سال برای مرتکب جرم، جزای نقدی معادل اموالی که با کلاهبرداری حاصل شده است، استرداد کلیه اموال و منافعی که از اموال مال باختگان حاصل شده است به صاحبان آنها محکوم می شود.
همچنین در صورت محکومیت کیفری شخص در صورت اشتغال در مشاغل دولتی از خدمت منفصل می شود و بسته به نوع جرم حتی پس از اجرای مجازات (در مثال فوق تحمل حبس ملاک است) از یک سری حقوق اجتماعی محروم می شود. برای مثال تا مدت زمانی نمی تواند در ادارات دولتی استخدام شود، نمی تواند به مشاغلی همچون قضاوت و وکالت اشتغال یابد و…
جدای از تمامی مجازات ها و محرومیت فوق در صورت محکومیت یکی از انواع دعاوی کیفری، قانون این اختیار را برای قاضی صادر کننده به وجود آورده است که علاوه بر حکم مجازات قانونی جرم که می تاند حبس، شلاق، جزای نقدی یا … باشد، با توجه به جرم ارتکابی، وی را ملزم به انجام رفتار های دیگری بنماید.برای مثال مجرم را از رانندگی با وسایل نقلیه موتوری یا داشتن دسته چک منع نماید، یا مجرم را ملزم به تحصیل یا یادگیری حرفه و شغلی محکوم نماید.
انواع دادگاه های کیفری
دادگاه ها در امور کیفری، برخلاف امور حقوقی از انواع و اقسام مختلفی برخوردار می باشند که با توجه به نوع و شخصیت مجرم ارجاع و مورد رسیدگی واقع می شوند. جهت بیان توضیح بیشتر درباره انواع دادگاه های دعاوی کیفری باید اذعان داشت که دادگاه های کیفری به دادگاه کیفری یک، کیفری دو، انقلاب، نظامی، روحانیت، اطفال و نوجوانان تقسیم می شود.
دادگاه کیفری یک به جرائمی که مجازات آنها اعدام یا حبس ابد، حبس تعزیری بیشتر از ده سال باشد، جرائم سیاسی و مطبوعاتی، جرائمی که می بایست دیه بیش از نصف دیه کامل به شاکی پرداخت شود رسیدگی خواهد کرد.
اما رسیدگی در دادگاه انقلاب بر خلاف دادگاه کیفری یک، بر اساس نوع جرم می باشد، مطابق با ماده ۳۰۳ قانون آئین دادرسی کیفری، جرائمی همچون؛ جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی کشور، محاربه و افساد فیالارض، بغی، تبانی و اجتماع علیه جمهوری اسلامی ایران یا اقدام مسلحانه یا احراق، تخریب و اتلاف اموال به منظور مقابله با نظام، توهین به مقام بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و مقام رهبری، تمام جرایم مربوط به مواد مخدر، روانگردان و پیش سازهای آن و قاچاق اسلحه، مهمات و اقلام و مواد تحت کنترل.
رسیدگی در دادگاه های نظامی و روحانیت نیز بر اساس شخصیت مجرم بوده و در صورتی که ارتکاب جرم در حین انجام وظیفه بوده باشد در هریک از این دو دادگاه قابل طرح و رسیدگی خواهد بود. دادگاه اطفال و نوجوانان نیز در صورتی که سن مرتکب در حین ارتکاب جرم کمتر از هجده سال تمام باشد، موضوع به دادگاه اطفال و نوجوانان برای رسیدگی ارجاع خواهد شد.
و اما در ارتباط با دادگاه کیفری دو که به دادگاه عمومی نیز مشهور می باشد.
در صورتی که عمل مجرمانه ای مطابق با آنچه که در خصوص دادگاه های کیفری بیان شد شامل هیچ کدام از دادگاه کیفری فوق نشود، موضوع به دادگاه کیفری دو برای رسیدگی ارجاع خواهد شد. برای مثال جرائم ناشی از تخلفات رانندگی، شرب خمر، توهین و بسیاری از جرائم..
تفاوت دعوای حقوقی با دعوای کیفری:
دعاوی براساس موضوع دعوا، دادگاه صالح و قانون آیین دادرسی به دو گروه دعاوی کیفری ودعاوی حقوقی، تقسیم می شوند. كه تفاوت این دعاوی به شرح ذیل می باشد:
اول: تفاوت در ماهیت. دعاوی حقوقی، مربوط به خسارت و جبران خسارت است و دعوای کیفری، مربوط به جرم و مجازات می باشد.
دوم: اقامه دعوای حقوقی، با طرح داد خواست و اقامه دعوای کیفری، با طرح شکواییه صورت می گیرد.
سوم:تفاوت در قوانین
چهارم: تفاوت در ادله اثبات دعوا ،ادله اثبات دعوی در دعاوی حقوقی عبارت است از اقرار، اسناد، گواهی، معاینه محل و تحقیق محلی، رجوع به کارشناس، سوگند است و ادله اثبات دردعاوی کیفری، اقرار، شهادت، قسامه و سوگند در موارد مقرر قانونی و علم قاضی است.”
پنجم:در امور و شکایات کیفری پرونده در دو مرجع بررسی می شود یک مرجع تعقیب و تحقیق که دادسرا نامیده میشود ودو مرجع رسیدگی و صدور رای به نام دادگاه کیفری. اما دعاوی حقوقی به طور مستقیم در دادگاه رسیدگی میشود.
ششم: در دعاوی حقوقی به طرفین خواهان و خوانده می گویند. در شکایت کیفری به طرفین شاکی و مشتکی عنه گفته میشود.
ضرب و جرح چیست؟
ضرب به صدماتی گفته میشود که بدون شکستگی یا خونریزی بر اعضای بدن وارد میشود و آثاری مانند کوفتگی، سرخی، کبودی، سیاه شدن و پیچ خوردن ایجاد میکند.
جرح نیز به صدماتی گفته میشود که به از هم گسیختگی بافتهای بدن منتهی شود.
جرح اغلب با خونریزی همراه است، مانند خراشیدگی یا پارگی پوست یا شکستن استخوان و نقص یا قطع عضو.این موضوع در قانون مجازات اسلامی شامل مجازاتی از جمله حبس دیه و قصاص می شود.
ضرب و جرح عمدی
طبق ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی هر كس عمداً به دیگری ضرب و جرح وارد آورد که موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضا یا منتهی به مرض دایمی یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل مجنیعلیه شود، در مواردی که قصاص امکان نداشته باشد، چنانچه اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران شود، به دو تا پنج سال حبس محکوم خواهد شد و در صورت درخواست مجنیعلیه مرتکب به پرداخت دیه نیز محکوم میشود.
در صورتی که جرح وارده منتهی به ضایعات فوق نشود و آلت جرح اسلحه یا چاقو و امثال آن باشد، مرتکب به سه ماه تا یک سال حبس محکوم خواهد شد.
در این میان به نظر میرسدجراحات سادهای که بدون ضایعات مندرج در قانون مجازات اسلامی باشد، مستند به هیچ ماده قانونی نیست بنابراین در این حالت در صورت گذشت شاکی خصوصی دادگاه قرار موقوفی تعقیب را نسبت به پرونده صادر میکند همچنین در صورت عدم گذشت شاکی خصوصی و مطالبه دیه و توافق با مجرم، دادگاه کیفری صرفا به صدور حکم بر پرداخت دیه بسنده میکند.
منازعه دسته جمعی
اگر درگیری دسته جمعی باشد در صورتی که منازعه منتهی به نقص عضو شود، هر یک از شرکت کنندگان به حبس از شش ماه تا سه سال و اگر منازعه منتهی به ضرب و جرح شود، هر یک به سه ماه تا یک سال حبس محکوم خواهند شد.
نوع دیه مبلغ در سال ۱۴۰۰
دیه کامل در ماه های غیر حرام ۰۰۰/۰۰۰/۴۸۰ تومان
دیه کامل در ماه های حرام ۰۰۰/۰۰۰/۶۴۰ تومان
دیه شکستگی استخوان دست که مطلوب التیام یابد ۰۰۰/۴۰۰/۳۸ تومان
دیه شکستگی نازک نی و درشت نی استخوان پا هر کدام ۰۰۰/۴۰۰/۳۸ تومان
دیه شکستگی بینی ۰۰۰/۰۰۰/۴۸ تومان
دیه شکستگی ترقوه ۰۰۰/۸۰۰/۲۸ توما
دیه شکستگی جمجمه سر در حد هاشمه ۰۰۰/۰۰۰/۴۸ تومان
دیه زخم شدگی در حد حارصه ۰۰۰/۴۰۰/۲ تومان
دیه زخم شدگی در حد دامیه ۰۰۰/۶۰۰/۹ تومان
دیه دندان های پیشین که کامل ساقط شوند ۰۰۰/۰۰۰/۲۴۰ تومان
دیه دندان های پشتی که کامل ساقط شوند ۰۰۰/۹۶۰/۱۱ تومان
دیه یک دست ۰۰۰/۰۰۰/۲۴۰ تومان
دیه یک پا ۰۰۰/۰۰۰/۲۴۰ تومان
دیه شکستگی دندههای محیط بر قلب ۴۲۸/۹۲۱/۱۱ تومان
دیه خرد شدگی استخوان مطلوب التیام یافته ۱۴۲/۳۴۶/۸۲ تومان
دیه کبودی اعضای بدن ۰۰۰/۷۲۰ تومان .
دیه:
دیه یا خونبها از قوانین اسلام است و بر اساس تعاریف فقهی، مال یا پولی است که به سبب کشتن انسان یا نقص عضو به کسی که صدمه دیدهاست یا به بازماندگان او پرداخت میشود. در تعریف حقوقی دیه کیفر نقدی است که از مجرم به نفع مجنیعلیه یا قائم مقام او گرفته شود. میزان دیه از سوی شارع (دادگاه) برای جنایت تعیین شدهاست. میزان دیه در دین اسلام برای مرد و زن مسلمان و مردان و زنان سایر دینهای آسمانی متفاوت است.
قانونگذار در ماده ۴۴۸ قانون مجازات اسلامی به تعریف دیه پرداخته است که بر اساس آن « دیه مقدار مال معیّنی است كه در شرع مقدس به سبب جنایت غیر عمدی بر نفس ، عضو یا منفعت یا جنایات عمدی در مواردی که به هر جهت قصاص ندارد ، مقرر شده است » .
مطابق تعریف دیه در این ماده ، می توان گفت شرایط تعیین دیه شامل دو مورد زیر است:
اول ؛ در مورد جرایم عمدی است که به دلایلی منجر به قصاص نمی شوند.
حالت دوم زمانی است که جرایم غیر عمدی ( شامل ضرب و جرح و شبه عمد و خطای محض ) صورت گرفته باشد که در این صورت نیز مرتکب با پرداخت دیه مجازات می شود.
دیه در ماه حرام
ذی القعده، ذیالحجه، محرم و رجب ماههای حرام هستند. در این چهار ماه دیه افزایش یا به اصطلاح تغلیظ میشود و این افزایش صرفاً نسبت به دیه فوت است و نسبت به دیه اعضای بدن همان هست که شرع تعیین نموده و شامل تغلیظ دیه حتی اگر چندین برابر دیه فوت باشد نمیگردد.
شرایط افزایش دیه :
طبق ماده ۵۵۵ قانون مجازات های اسلامی هر گاه رفتار مرتكب و فوت مجنی علیه هر دو در ماه های حرام یا در محدوده ی حرم مكه واقع شود خواه جنایت عمدی خواه غیر عمدی باشد، علاوه بر دیه نفس، یك سوم دیه نیز افزوده میگردد.سایر مكان ها و زمان ها ی مقدس و متبرك مشمول حكم تغلیظ دیه نمی شود.
طبق ماده قانونی ۵۵۶ حکم افزایش دیه برای همه افراد یکسان است و تفاوتی در بالغ بودن یا نابالغ بودن شخص ندارد حتی اگر کودک نابالغی در ماه های حرام کشته شود دیه وی تغلیظ پیدا می کند و در زن بودن مقتول یا مرد بودن مقتول قانون تفاوتی قائل نشده است و حتی چنانچه تصادف یا جنایت علیه زن بارداری که جنین او دارای روح باشد اتفاق بیفتد دیه افزایش یافته به جنین وی هم تعلق می گیرد.
از دیگر شرایط افزایش دیه ماه حرام همانطور که پیشتر عنوان شد مربوط به قتل نفس است.
طبق ماده ۵۵۷ قانون دیه تغلیظ شده فقط زمانی اعمال می شود که جنایت قتل صورت گرفته باشد. اگر به یکی از اعضای بدن آسیب وارد شد تنها دیه کامل مربوط به آن عضو را بایستی محاسبه شود.
اقسام دیه:
-دیه قتل
-دیه اعضای بدن
_دیه منافع اعضا(منفعتی که از بعضی اعضا حاصل میشود مانند منفعت شنیدن اما خود گوش آسیب نبیند).
-دیه جراحات
ارش چیست و چگونه محاسبه می شود؟
در بعضی موارد و برای برخی از صدمات، دیه ای در قانون مجازات اسلامی پیش بینی نشده است. به همین دلیل در هنگام بروز چنین مواردی دادگاه مطابق گواهی پزشکی قانونی و براساس تشخیص خود، مبلغی را به عنوان ارش اعلام کرده که فرد خاطی موظف به پرداخت آن میشود.
طبق ماده ۴۴۹ قانون مجازات اسلامی ارش دیه غیر مقدری است كه میزان آن در شرع تعیین نشده است و دادگاه با لحاظ نوع و كیفیت جنایت و تاثیر آن بر سلامت مجنی علیه و میزان خسارت وارده با در نظر گرفتن دیه مقدر و با جلب نظر كارشناس میزان آن را تعیین میكند.
در كل ارش براساس موارد زیر تعیین میشود:
۱-نوع و کیفیت آسیب واردشده بر فرد
۲-با در نظر گرفتن دیه
۳-نظر کارشناس